drub

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/drʌb/
1verb (فعل)literarypast (گذشته): drubbedpast participle (مفعولی): drubbed-ing (حال): drubbing3rd (سوم): drubs

فعل — با چوب کتک زدن

با چوب کتک زدنبه شدت کتک زدن

کسی را بارها و با شدت کتک زدن، به ویژه با چوب.

To beat someone repeatedly and forcefully, especially with a stick.

«شورشیان سربازان اسیر را به شدت کتک زدند.»

The rebels drubbed the captured soldiers.

«او قالی کهنه‌اش را می‌تکاند تا گرد و غبارش را بیرون بیاورد.»

He would drub his old rug to get the dust out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thrashشلاق زدن

غیررسمی. از نظر معنا به 'drub' بسیار نزدیک است و به معنای کتک زدن شدید است، اغلب با چوب یا شلاق. 'Thrash' کمی رایج‌تر است. 'او تهدید کرد که کودک نافرمان را شلاق می‌زند' درست است.

Informal. Very close in meaning to 'drub', implying a severe beating, often with a stick or whip. 'Thrash' is slightly more common. 'He threatened to thrash the disobedient child' works.

cudgelبا چماق زدن

رسمی/ادبی. به طور خاص به معنای کتک زدن با چماق (یک چوب کوتاه و ضخیم) است. 'Drub' گسترده‌تر است. 'او توسط مهاجمان با چماق زده شد' درست است.

Formal/Literary. Specifically means to beat with a cudgel (a short thick stick). 'Drub' is broader. 'He was cudgelled by the attackers' works.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): drubbedpast participle (مفعولی): drubbed-ing (حال): drubbing3rd (سوم): drubs

فعل — قاطعانه شکست دادن

قاطعانه شکست دادنله کردن (در مسابقه)

در یک مسابقه یا بازی، حریفی را به طور قاطع شکست دادن.

To defeat an opponent overwhelmingly in a contest or game.

«تیم میزبان رقبای خود را در بازی قهرمانی قاطعانه شکست داد.»

The home team drubbed their rivals in the championship game.

«آنها در مناظره به شدت شکست خوردند.»

They were drubbed soundly in the debate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trounceپیروز شدن با اختلاف زیاد

رایج. از نظر معنا به 'drub' در زمینه یک پیروزی قاطع بسیار نزدیک است. 'Trounce' بیشتر در بافت‌های ورزشی استفاده می‌شود. 'تیم ما حریف را با نتیجه 5-0 شکست داد' درست است.

Common. Very similar in meaning to 'drub' in the context of a decisive victory. 'Trounce' is more frequently used in sports contexts. 'Our team trounced the opposition 5-0' works.

routبه سختی شکست دادن

رایج. به معنای شکست کامل و بی‌نظم است، که اغلب باعث فرار یا عقب‌نشینی آشفته طرف بازنده می‌شود. 'Drub' به معنای شکست سنگین است اما نه لزوماً عقب‌نشینی آشفته. 'ارتش نیروهای دشمن را شکست داد' درست است.

Common. Implies a complete and disorderly defeat, often causing the losing side to flee or retreat in disarray. 'Drub' implies a heavy defeat but not necessarily a chaotic retreat. 'The army routed the enemy forces' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000