بازگشت

drunken

drun·ken/ˈdrʌŋkən/
adjective (صفت)common
مستخُمار

تحت تأثیر الکل؛ مست.

Under the influence of alcohol; intoxicated.

«او در حالت مست یافت شد.»

He was found in a drunken state.

«رانندگی در حالت مستی بسیار خطرناک است.»

Drunken driving is very dangerous.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intoxicatedمست

رسمی. همان معنی، اغلب در زمینه‌های قانونی یا پزشکی.

Formal. Same meaning, often used in legal or medical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000