بازگشت

sober

so·ber/ˈsoʊbər/
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): soberersuperlative (عالی): soberest
خوش‌عقلعاقلمست نبودن

بی‌نوشیدگی؛ بدون تأثیر الکل.

Not drunk; free from the influence of alcohol.

«او چند سال است که مست نیست.»

He has been sober for several years.

«در مهمانی مست نشو.»

Stay sober at the party.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000