بازگشت

dust-free

/ˈdʌstˌfriː/
dustfine particles of matterfreewithout
adjective (صفت)common
بدون گرد و غبارعاری از گرد و غبار

بی‌گرد و غبار؛ تمیز و بدون ذرات گرد و خاک.

Free of dust; clean and without dust particles.

«آزمایشگاه برای آزمایش‌ها بدون گرد و غبار نگه داشته شد.»

The laboratory was kept dust-free for experiments.

«برای تمیز کردن صفحه نمایش از پارچه بدون گرد و غبار استفاده کن.»

Use a dust-free cloth to clean the screen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cleanتمیز

روزمره. وقتی بر تمیزی تاکید می‌شود قابل جایگزینی است اما dust-free بیشتر بر نبودن گرد و خاک تاکید دارد.

Everyday. Can replace dust-free when emphasizing cleanliness, but dust-free specifically highlights absence of dust.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000