easily understood

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

eas·i·ly un·der·stood/ˈiːzəli ˌʌndɚˈstʊd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more easily understoodsuperlative (عالی): most easily understood

صفت — به‌راحتی قابل فهم

به‌راحتی قابل فهمآسان‌فهم

آن‌قدر روشن است که بدون تلاش زیاد فهمیده می‌شود.

Clear enough to be understood without much effort.

«راهنما برای مبتدیان به‌راحتی قابل فهم است.»

The guide is easily understood by beginners.

«توضیح او به‌راحتی فهمیده شد.»

Her explanation was easily understood.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000