eat the onion

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

eat the on·ion/it ði ˈʌnjən/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تلخی را پذیرفتن

تلخی را پذیرفتنتاوان را دادن

پیامد ناخوشایند یا سختی را بدون شکایت پذیرفتن.

To accept an unpleasant or difficult consequence without complaint.

«اشتباه را او کرده بود، پس مجبور شد تاوانش را بدهد.»

He made the mistake, so he had to eat the onion.

«گاهی باید تلخی را بپذیری و ادامه بدهی.»

Sometimes you must eat the onion and move on.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000