egg on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɛɡ ɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — وادار کردن

وادار کردنتحریک کردن

کسی را به انجام کاری، اغلب کاری احمقانه یا خطرناک، تشویق کردن است.

To encourage someone to do something, often something foolish or risky.

«دوستانش او را تحریک کردند که بپرد.»

His friends egged him on to jump.

«او را تحریک نکن.»

Don't egg her on.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000