بازگشت

electrical

elec·tri·cal/ɪˈlɛktrɪkəl/
electricrelating to electricity-alcharacteristic of
adjective (صفت)common
برقیالکتریکی

مربوط به برق یا دستگاه‌های الکتریکی.

Relating to electricity or electric devices.

«سیستم برقی نیاز به تعمیر دارد.»

The electrical system needs repair.

«او مهندسی برق خواند.»

She studied electrical engineering.

تفاوت با واژه‌های مشابه
electronicالکترونیکی

رایج. الکترونیکی بیشتر به دستگاه‌های دارای مدارهای الکترونیکی اشاره دارد.

Common. Similar but 'electronic' refers to devices using electronics often with circuits; 'electrical' more generally to electricity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000