emplace

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

em·place/ɪmˈpleɪs/
em-cause to beplaceput
verb (فعل)formalpast (گذشته): emplacedpast participle (مفعولی): emplaced-ing (حال): emplacing3rd (سوم): emplaces

فعل — قرار دادن

قرار دادننصب کردن

قرار دادن یا نصب کردن در مکانی خاص، به خصوص به صورت راهبردی یا دائمی.

To put or fix in a specific place, especially strategically or permanently.

«آنها توپخانه را روی تپه نصب کردند.»

They emplaced the artillery on the hill.

«سربازان موانع دفاعی را قرار دادند.»

The soldiers emplaced defensive barriers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
installنصب کردن

رایج. معادل نصب تجهیزات یا اشیاء؛ اغلب قابل جایگزینی.

Common. To set up equipment or objects; often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000