بازگشت

encroach

en·croach/ɪnˈkroʊtʃ/
en-to causecroachto approach, to advance
verb (فعل)common
past (گذشته): encroachedpast participle (مفعولی): encroached-ing (حال): encroaching3rd (سوم): encroaches
تجاوز کردندخالت کردن

تدریجاً وارد فضای دیگران یا حقوق و سرزمین آن‌ها شدن

To gradually intrude on someone else's space, rights, or territory

«ساختمان به زمین عمومی تجاوز کرده است.»

The building encroaches on public land.

«آن‌ها او را به دخالت در حقوقشان متهم کردند.»

They accused him of encroaching on their rights.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intrudeدخالت کردن

رایج. به معنی ورود بدون اجازه است.

Common. Means entering without permission or welcome.

invadeتجاوز نظامی کردن

رایج. معمولاً به ورود نظامی اشاره دارد.

Common. Usually referring to forceful entry into territory.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000