equall

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈiː.kwɒl/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): equalledpast participle (مفعولی): equalled-ing (حال): equalling3rd (سوم): equalls

فعل — برابر کردن

برابر کردنمعادل بودن

املا و نگارش جایگزین کلمه 'equal' به معنی برابر کردن یا برابر بودن.

Variant spelling of 'equal', meaning to make equal or be equal to.

«این کلمه معادل آن است.»

This word is an equall of that one.

«او تلاش کرد به موفقیت او برسد.»

He tried to equall her success.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equalبرابر

املا و شکل استاندارد.

Standard spelling and form.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000