equalling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·qual·ling/ˈiːkwəlɪŋ/
equalsame in value or amount-ingpresent participle or gerund
verb (فعل)commonpast (گذشته): equalledpast participle (مفعولی): equalled-ing (حال): equalling3rd (سوم): equals

فعل — برابر بودن

برابر بودنهمسان شدن

برابر بودن با چیزی در مقدار، ارزش یا درجه.

Be the same in amount, value, or degree as something else.

«امتیاز او با رکورد برابر بود.»

His score was equalling the record.

«سطح آب برابر با ارتفاع سال گذشته است.»

The water level is equalling last year's height.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matchمساوی شدن

رایج. شباهت دارد ولی ممکن است کیفیت یا عملکرد را هم برساند.

Common. Similar but can imply equivalence in quality or performance rather than quantity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000