eternity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

e·ter·ni·ty/ɪˈtɜːrnɪti/
1noun (اسم)common

اسم — ابدیت

ابدیتجاودانگیازلیّت

زمانی که پایان‌پذیر نیست یا بسیار بسیار طولانی است.

An infinite or unending amount of time.

«آنها قول دادند که برای همیشه یکدیگر را دوست داشته باشند.»

They promised to love each other for eternity.

«تصور ابدیت می‌تواند سخت باشد.»

The idea of eternity can be difficult to imagine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foreverبرای همیشه

رایج. وقتی منظور مدت زمان نامتناهی است قابل جایگزینی است. معمولاً غیررسمی‌تر و در مکالمات بیشتر استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when referring to infinite time durations; e.g., 'love forever' instead of 'love for eternity'. More casual and used more in speech.

perpetuityتداوم ابدی

رسمی/فنی. بیشتر در زمینه‌های حقوقی یا رسمی برای اشاره به مدت زمان نامحدود کاربرد دارد و در مکالمات روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal/technical. Used mainly in legal or formal contexts to mean an indefinite or infinite period, less common in everyday speech.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — عالم پس از مرگ

عالم پس از مرگزندگی جاودانهزندگی پس از مرگ

زندگی یا وجودی فراتر از مرگ که بدون زمان در باورهای دینی یا فلسفی است.

The afterlife or timeless existence beyond death in religious or philosophical belief.

«بسیاری از ادیان درباره ابدیت پس از مرگ تعلیم می‌دهند.»

Many religions teach about eternity after death.

«او معتقد بود که روحش در ابدیت زندگی خواهد کرد.»

He believed his soul would live in eternity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
afterlifeزندگی پس از مرگ

رایج. به طور خاص به وجود بعد از مرگ اشاره دارد؛ فقط در زمینه‌های دینی یا معنوی جایگزین eternity می‌شود.

Common. Specifically means existence after death; interchangeable with 'eternity' only in religious or spiritual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000