بازگشت

forever

for·ev·er/fəˈrɛvər/
for-duration / extenteverat any time / always
1adverb (قید)common
type (نوع): timeposition (جایگاه): end
تا ابدبرای همیشه

برای تمام زمان آینده؛ تا ابد.

For all future time; eternally.

«من تا ابد عاشقت خواهم بود.»

I will love you forever.

«این خاطره برای همیشه با من خواهد ماند.»

This memory will stay with me forever.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eternallyجاودانه

رسمی/ادبی. بر بی‌انتها بودن به معنای فلسفی یا معنوی تأکید دارد. 'Forever' در گفتار روزمره رایج‌تر است.

Formal/literary. Emphasizes endlessness in a more philosophical or spiritual sense. 'Forever' is more common in everyday speech.

alwaysهمیشه

رایج/روزمره. نشان‌دهنده عمل مداوم یا تکراری، یا دائمی بودن است. 'Forever' به طور خاص به معنای «برای همیشه» است، در حالی که 'always' می‌تواند به معنای «هر بار» نیز باشد.

Common/everyday. Indicates continuous or repeated action, or permanence. 'Forever' specifically means 'for all time to come', while 'always' can also mean 'every time'.

متضادها
2adverb (قید)common
type (نوع): timeposition (جایگاه): end
خیلی طولانیمدت زیادی

برای یک مدت بسیار طولانی یا به نظر بی‌پایان.

For a very long or seemingly endless time.

«احساس می‌شد تا رسیدن کمک، زمان بی‌نهایت طول کشید.»

It felt like forever until help arrived.

«ما مدت زیادی منتظر غذایمان ماندیم.»

We waited forever for our food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
endlesslyبی‌پایان

رسمی. اغلب برای اعمال تکراری یا مداوم که به نظر می‌رسد پایانی ندارند، استفاده می‌شود. 'Forever' نیز می‌تواند این معنی را در یک بافت غیررسمی داشته باشد.

Formal. Often used for repetitive or continuous actions that seem to have no end. 'Forever' can also mean this in an informal context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000