بازگشت

evidence

ev·i·dence/ˈɛvɪdəns/
1noun (اسم)common
مدرکشواهددلیل

اطلاعات یا نشانه‌هایی که برای اثبات حقیقت یا وجود چیزی استفاده می‌شود

Information or signs used to prove that something is true or exists

«پلیس در محل جرم مدرکی پیدا کرد.»

The police found evidence at the crime scene.

«هیچ شاهد روشنی برای پشتیبانی از ادعای او وجود ندارد.»

There is no clear evidence to support his claim.

تفاوت با واژه‌های مشابه
proofاثبات

رسمی/متداول. معمولاً وقتی بر حقایق قطعی تأکید می‌شود قابل جایگزینی با evidence است — برای مثال proof of guilt بهتر از evidence of guilt به کار می‌رود.

Formal/common. Often interchangeable with 'evidence' when emphasizing conclusive facts — 'proof of guilt' works better than 'evidence of guilt'.

testimonyگواهی، شهادت

رسمی. معمولاً به گفته یا نوشته شاهد اشاره می‌کند و نوع خاصی از شواهد است، نه همه شواهد.

Formal. Usually refers to a witness’s spoken or written statement, so it’s a specific type of evidence, not all evidence.

متضادها
2verb (فعل)formal
past (گذشته): evidencedpast participle (مفعولی): evidenced-ing (حال): evidencing3rd (سوم): evidences
نشان دادنحاکی بودن

به وضوح نشان دادن یا دلالت کردن بر چیزی

To show or indicate something clearly

«واکنش او نشان دهنده هیجانش است.»

Her reaction evidences her excitement.

«داده‌ها به روندی افزایشی دلالت دارند.»

The data evidences an upward trend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indicateنشان دادن

متداول/رسمی. می‌تواند در بسیاری موارد به جای evidence به عنوان فعل استفاده شود، به ویژه در نوشتار یا متون فنی.

Common/formal. Can replace 'evidence' as a verb in many cases, especially in writing or technical contexts.

demonstrateنشان دادن، اثبات کردن

رسمی. معمولاً قوی‌تر از evidence است و به نمایش واضح و متقاعدکننده اشاره دارد.

Formal. Often stronger than 'evidence', implying a clear and convincing display.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000