بازگشت

evidently

evid·ent·ly/ˈɛvɪdəntli/
adverb (قید)common
type (نوع): degreeadjective (صفت): evidentposition (جایگاه): beginning
واضحاًبه‌وضوح

واضحاً؛ آشکارا؛ بر اساس آنچه که شناخته شده یا مشاهده شده است.

Clearly; obviously; based on what is known or observed.

«واضح است که او در خانه نبود.»

Evidently, she was not at home.

«او به‌وضوح پس از سفر طولانی خسته است.»

He is evidently tired after the long trip.

تفاوت با واژه‌های مشابه
apparentlyظاهراً

رایج. معنی مشابه اما ممکن است عدم قطعیت را نشان دهد، برخلاف evidently.

Common. Similar meaning but can imply uncertainty, unlike evidently.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000