بازگشت
noun (اسم)common
تلاشفشار
تلاش جسمی یا ذهنی به منظور انجام کاری.
Physical or mental effort put forth to do something.
«پس از تلاش زیاد، مسابقه را تمام کرد.»
“After great exertion, she finished the race.”
«آن تلاش او را خسته کرد.»
“The exertion made him tired.”
تفاوت با واژههای مشابه
effort— تلاش
رایج. اصطلاح عمومی برای فعالیت سخت برای انجام کاری.
Common. General term for trying hard at something.