بازگشت

exertion

ex·er·tion/ɪɡˈzɜːrʃən/
ex-outertto put forth effort-ionaction or process
noun (اسم)common
تلاشفشار

تلاش جسمی یا ذهنی به منظور انجام کاری.

Physical or mental effort put forth to do something.

«پس از تلاش زیاد، مسابقه را تمام کرد.»

After great exertion, she finished the race.

«آن تلاش او را خسته کرد.»

The exertion made him tired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
effortتلاش

رایج. اصطلاح عمومی برای فعالیت سخت برای انجام کاری.

Common. General term for trying hard at something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000