exotically

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·ot·ic·al·ly/ɪɡˈzɒtɪkli/
exoticforeign, unusual-allyin a manner relating to
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): exoticposition (جایگاه): end

قید — به شکلی عجیب و غریب

به شکلی عجیب و غریببه طور خارجی

به‌گونه‌ای که غیرعادی، خارجی یا بسیار متفاوت باشد.

In a way that is unusual, foreign, or strikingly different.

«گل‌ها به طور عجیب و غریب در زمستان شکوفه دادند.»

The flowers bloomed exotically in winter.

«او اتاق را به شکلی خارجی و خاص تزئین کرد.»

She decorated the room exotically with rare artifacts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unusuallyبه طور غیرمعمول

رایج. به معنای متفاوت بودن از حالت عادی یا انتظار رفته.

Common. Means in a way different from normal or expected.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000