unusually

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

un·u·su·al·ly/ənˈjuːʒʊəli/
un-negation / notusualcommon, normal-lyadverb forming suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): unusualposition (جایگاه): middle

قید — به طور غیرمعمول

به طور غیرمعمولبطور نامعمول

به شیوه‌ای که عادی یا رایج نیست؛ به طرز قابل توجهی متفاوت.

In a way that is not normal or common; remarkably different.

«او امروز به طرز غیرمعمولی ساکت بود.»

She was unusually quiet today.

«هوا برای این زمان از سال به طور غیرمعمولی گرم است.»

The weather is unusually warm for this time of year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abnormallyبه طور غیرطبیعی

رسمی/غیررسمی. معنی مشابه ولی معمولا قوی‌تر و مربوط به سلامت یا کارکرد است.

Formal/informal. Similar meaning but often stronger and related to health or function rather than general rarity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000