expatiate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ex·pa·ti·ate/ɪkˈspeɪʃieɪt/
ex-outspatispace / spread-ateverb suffix
verb (فعل)formalpast (گذشته): expatiatedpast participle (مفعولی): expatiated-ing (حال): expatiating3rd (سوم): expatiates

فعل — شرح دادن

شرح دادنتفصیل دادنتوضیح کامل دادن

به طور مفصل یا طولانی صحبت کردن یا نوشتن.

To speak or write at length or in detail.

«او ساعت‌ها درباره موضوع توضیح مفصل داد.»

He expatiated on the topic for hours.

«لطفاً ایده‌هایت را به صورت مفصل بنویس.»

Please expatiate your ideas in writing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
elaborateشرح دادن

رسمی. وقتی مطلب را با جزییات بیشتر بیان می‌کند، مترادف است.

Formal. Can be synonymous when adding detail or length.

expoundتوضیح دادن

رسمی. معنای مشابه بیشتر در توضیحات دقیق یا علمی.

Formal. Similar meaning often used in academic or detailed explanation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000