expose oneself
ex·pose one·self/ɪkˈspoʊz wʌnˈsɛlf/
1phrase (عبارت)common
عبارت — خود را آسیبپذیر نشان دادن
خود را آسیبپذیر نشان دادنراز دل را گفتن
افکار، احساسات یا نقطهضعفهای شخصی خود را برای دیگران آشکار کردن.
To reveal private thoughts, feelings, or weaknesses to others.
«او از آشکارکردن احساساتش بدش میآید.»
“He hates to expose himself emotionally.”
«وقتی صادقانه حرف میزنی، خودت را آسیبپذیر میکنی.»
“You expose yourself when you speak honestly.”
2phrase (عبارت)formal
عبارت — عریاننمایی در ملأعام
عریاننمایی در ملأعاماندام جنسی را آشکار کردن
اندام جنسی خود را در ملأعام آشکار کردن، که اغلب غیرقانونی است.
To uncover one's genitals in public, often unlawfully.
«او بهدلیل عریاننمایی در ملأعام بازداشت شد.»
“He was arrested for exposing himself in public.”
«شاهد گفت آن مرد اندام جنسیاش را آشکار کرد.»
“The witness said the man exposed himself.”