face (a) dilemma

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

face a di·lem·ma/feɪs ə dɪˈlɛmə/
phrase (عبارت)common

عبارت — با دوراهی روبه‌رو بودن

با دوراهی روبه‌رو بودنبا انتخاب دشوار مواجه شدن

در موقعیتی قرار گرفتن که باید میان انتخاب‌های دشوار تصمیم گرفت.

To be in a situation that requires a difficult choice.

«او دربارهٔ رفتن به خارج با دوراهی روبه‌رو شد.»

She faced a dilemma about moving abroad.

«ما هر زمستان با یک انتخاب دشوار مواجه می‌شویم.»

We face a dilemma every winter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000