fade out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/feɪd aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — محوشدن

محوشدنبه‌تدریج قطع شدن

به‌تدریج کم‌رنگ، کم‌صدا یا ضعیف شدن تا از بین برود.

To gradually become quieter, weaker, or less visible until ending.

«موسیقی آرام‌آرام محو شد.»

The music faded out slowly.

«صدایش در پایان کم‌کم قطع شد.»

Her voice faded out at the end.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000