fall behind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fall be·hind/fɔːl bɪˈhaɪnd/
fallto drop or decreasebehindat the back or delayed
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — عقب ماندن

عقب ماندندیر رسیدن

از دیگران عقب ماندن یا در انجام کاری کند شدن.

To fail to keep up with others in progress, work, or development.

«او در درس‌هایش عقب ماند.»

He fell behind in his studies.

«شرکت از رقبایش عقب ماند.»

The company fell behind its competitors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lagعقب ماندن

رایج. در زمینه عقب ماندن یا کندتر بودن قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in contexts of being slower or later than others.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000