بازگشت

fanatic

fa·nat·ic/fəˈnætɪk/
1noun (اسم)common
plural (جمع): fanatics
متعصبفناتیکافراطی

فردی که با شور و شوق بیش از حد و یک‌جانبه، به ویژه برای یک هدف مذهبی یا سیاسی افراطی، پر شده است.

A person filled with excessive and single-minded zeal, especially for an extreme religious or political cause.

«او یک متعصب مذهبی بود که معتقد بود پایان نزدیک است.»

He was a religious fanatic, convinced the end was near.

«آن متعصب سیاسی از سازش امتناع ورزید.»

The political fanatic refused to compromise.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extremistافراطی

رایج. فردی که دیدگاه‌های سیاسی یا مذهبی افراطی دارد، به ویژه کسی که اقدام غیرقانونی، خشونت‌آمیز یا سایر اقدامات افراطی را ترویج می‌کند. اغلب در بافت‌های سیاسی/مذهبی با 'fanatic' قابل تعویض است، اما 'extremist' بر اقدامات تأکید دارد.

Common. A person who holds extreme political or religious views, especially one who advocates illegal, violent, or other extreme action. Often interchangeable with 'fanatic' in political/religious contexts, but 'extremist' emphasizes actions.

zealotعصبانی

رسمی. فردی که در پیگیری ایده‌آل‌های مذهبی، سیاسی یا دیگر ایده‌آل‌های خود متعصب و سازش‌ناپذیر است. 'Zealot' اغلب به معنای فداکاری پرخاشگرانه‌تر است.

Formal. A person who is fanatical and uncompromising in pursuit of their religious, political, or other ideals. 'Zealot' often implies more aggressive devotion.

متضادها
2adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more fanaticsuperlative (عالی): most fanatic
متعصبفناتیکافراطی

دارای شور و شوق افراطی و بی‌چون‌وچرا.

Possessing extreme and uncritical zeal.

«فداکاری متعصبانه او به تیم قابل توجه بود.»

His fanatic devotion to the team was remarkable.

«او وسواس متعصبانه‌ای به تمیزی دارد.»

She has a fanatic obsession with cleanliness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
zealousمشتاق

رایج. داشتن یا نشان دادن انرژی یا اشتیاق زیاد در پیگیری یک هدف. 'Zealous' می‌تواند مثبت یا منفی باشد، 'fanatic' معمولاً منفی است. مثلاً 'یک کارمند مشتاق' در مقابل 'یک حامی متعصب'.

Common. Having or showing great energy or enthusiasm in pursuit of a cause or objective. 'Zealous' can be positive or negative, 'fanatic' is usually negative. 'A zealous worker' vs. 'A fanatic supporter'.

obsessiveوسواسی

مربوط به یا مشخص شده با وسواس. به معنای درگیری ذهنی مداوم و مزاحم. مثلاً 'توجه وسواسی به جزئیات'.

Relating to or characterized by obsession. Implies a persistent and intrusive preoccupation. 'Obsessive attention to detail'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000