بازگشت

far away

far a·way/ˈfɑːr əˈweɪ/
adverb (قید)common
type (نوع): placeadjective (صفت): farposition (جایگاه): end
دوردر دوردست

در فاصله‌ای دور در مکان یا زمان.

At or to a great distance in space or time.

«آن‌ها از اینجا خیلی دور زندگی می‌کنند.»

They live far away from here.

«آن رویداد خیلی دور در گذشته اتفاق افتاد.»

The event happened far away in the past.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distantlyدور

رسمی. به معنی در فاصله، وقتی تأکید بر فاصله مکانی یا زمانی است جایگزین است — مثلاً او دور از شهر زندگی می‌کرد. کمتر در مکالمه روزمره به کار می‌رود.

Formal. Means at a distance, interchangeable in contexts emphasizing spatial or temporal distance—e.g., 'she lived distantly from the city'. Less common in everyday speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000