farthings

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

far·things/ˈfɑːrθɪŋz/
noun (اسم)archaicplural (جمع): farthings

اسم — فارثینگ (سکه)

فارثینگ (سکه)

سکه‌ای قدیمی بریتانیایی به ارزش یک چهارم پنسی، دیگر استفاده نمی‌شود.

A former British coin worth a quarter of a penny, no longer in use.

«قدیمی‌ها برای خرید چیزهای کوچک از فارثینگ استفاده می‌کردند.»

People used farthings long ago to buy small items.

«او فارثینگ‌های قدیمی را به‌عنوان سرگرمی جمع‌آوری می‌کند.»

He collected old farthings as a hobby.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000