بازگشت
father
fa·ther/ˈfɑːðər/
1noun (اسم)common
plural (جمع): fathers
پدروالد
والد مذکر؛ مردی که فرزندی را به دنیا آورده یا بزرگ کرده است.
A male parent; a man who has begotten or raised a child.
«پدرم خیلی سخت کار میکند.»
“My father works very hard.”
«او ماه گذشته پدر شد.»
“He became a father last month.”
تفاوت با واژههای مشابه
متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): fatheredpast participle (مفعولی): fathered-ing (حال): fathering3rd (سوم): fathers
پدر شدنبوجود آوردن
والد مذکر یک کودک بودن؛ فرزندآوری کردن.
To be the male parent of a child; to beget.
«او قبل از سی سالگی پدر دو فرزند شد.»
“He fathered two children before he was thirty.”
«آن اسب پدر چندین قهرمان شد.»
“The horse fathered several champions.”
تفاوت با واژههای مشابه
beget— پدر شدن. رسمی/باستانی. به طور خاص به معنای تولید مثل است. مثلاً: