بازگشت

mother

moth·er/ˈmʌðər/
1noun (اسم)common
plural (جمع): mothers
مادروالده

والد مونث؛ زنی که فرزندی به دنیا آورده یا بزرگ کرده است.

A female parent; a woman who has given birth to or raised a child.

«مادرم زن مهربانی است.»

My mother is a kind woman.

«او سال گذشته مادر شد.»

She became a mother last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
momمامان. غیررسمی. اصطلاح روزمره برای 'مادر'، به خصوص توسط کودکان یا در بافت‌های بسیار غیررسمی استفاده می‌شود. مثلاً:
materمادر (قدیمی). باستانی/ادبی. یک اصطلاح قدیمی‌تر یا رسمی، اغلب در بافت‌های خاص دانشگاهی (مانند alma mater) یا آثار ادبی استفاده می‌شود. در مکالمه روزمره استفاده نمی‌شود.
متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): motheredpast participle (مفعولی): mothered-ing (حال): mothering3rd (سوم): mothers
مادری کردنپرورش دادن

مانند یک مادر از کسی مراقبت کردن یا محافظت کردن؛ به شیوه مادرانه رفتار کردن.

To care for or protect someone like a mother; to act in a motherly way.

«او مادری همه بچه‌های کوچک‌تر را می‌کند.»

She mothers all the younger children.

«او برای گربه خانگی‌اش مادری می‌کند.»

He mothers his pet cat.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nurtureپرورش دادن. رسمی. بر تقویت رشد و توسعه تأکید دارد. مثلاً:
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000