بازگشت
adjective (صفت)formal
دارای عیبنقص دار
دارای نقص یا عیب
Having faults or imperfections
«سنگ دارای نقص مشکلاتی ایجاد کرد.»
“The faulted rock caused problems.”
«سیستم دارای عیب نیاز به تعمیر داشت.»
“The faulted system needed repair.”
تفاوت با واژههای مشابه
flawed— دارای نقص
متداول. در تاکید بر نقص به جای faulted استفاده میشود.
Common. Can replace 'faulted' when emphasizing imperfections, e.g. 'a flawed argument'.