fennig

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fen·nig/ˈfɛnɪɡ/
noun (اسم)archaicplural (جمع): fennigs

اسم — فنیک

فنیکسکه آلمانی قدیمی

سکه تاریخی آلمانی برابر با یک‌صدم مارک

Historical German coin equal to one-hundredth of a mark

«اثری شامل فنیکی از قرن نوزدهم بود.»

The artifact included a fennig from the 19th century.

«او سکه‌های قدیمی مانند فنیک جمع‌آوری می‌کرد.»

He collected old coins like the fennig.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000