اسم — پرکردن (دندان)
مادهای که برای پر کردن یک حفره یا سوراخ به کار میرود، به ویژه در دندان یا غذا.
A substance used to fill a cavity or hole, especially in teeth or food.
«دندانپزشک پرکردن جدیدی در دندانم انجام داد.»
“The dentist put a new filling in my tooth.”
«این پای پرشده با سیب خوشمزه است.»
“This pie has a delicious apple filling.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج در آشپزی برای خوراکیها؛ وقتی در مورد غذا است قابل جایگزینی است اما برای دندان نه.
Common in cooking for food items; interchangeable when referring to food but not dental fillings.
بیشتر برای پرکردن دندان یا مکانیکی استفاده میشود؛ مشابه است ولی همیشه قابل جایگزینی نیست.
Used mainly for dental or mechanical fillings; similar but not always interchangeable.
فعل — در حال پر کردن
صورت فعل حال استمراری فعل fill: پر کردن یا پر شدن.
Present participle of 'fill': to make or become full.
«او در حال پر کردن لیوان با آب است.»
“She is filling the glass with water.”
«مخزن به آرامی در حال پر شدن است.»
“The tank is filling slowly.”
تفاوت با واژههای مشابه
معمولاً به قرار دادن محتویات در ظرف اشاره دارد؛ تا حدی در معنی پر کردن فضا قابل جایگزینی است.
Usually refers to putting contents into containers; somewhat interchangeable in context of filling space.