fingertip

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fin·ger·tip/ˈfɪŋɡətɪp/
fingerdigit of the handtipextreme end
noun (اسم)commonplural (جمع): fingertips

اسم — نوک انگشت

نوک انگشت

نوک انگشت دست.

The extreme end of a finger.

«او با نوک انگشتانش بافت را حس کرد.»

She felt the texture with her fingertips.

«او می‌توانست با نوک انگشتانش به نوک پاهایش دست بزند.»

He could touch his toes with his fingertips.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000