fire-breathing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fire-breath·ing/ˈfaɪər ˌbriːðɪŋ/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more fire-breathingsuperlative (عالی): most fire-breathing

صفت — آتش‌افشان

آتش‌افشانآتش‌دم

به موجودی گفته می‌شود که از دهانش آتش بیرون می‌آورد.

Able to breathe out fire, especially like a dragon.

«داستان یک اژدهای آتش‌افشان دارد.»

The story features a fire-breathing dragon.

«آن‌ها برای فیلم هیولایی آتش‌افشان ساختند.»

They built a fire-breathing monster for the film.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more fire-breathingsuperlative (عالی): most fire-breathing

صفت — خشمگین

خشمگینپرخاشگر

به کسی یا چیزی بسیار خشمگین، تندخو یا پرخاشگر گفته می‌شود.

Very fierce, angry, or aggressive.

«منتقدی خشمگین به پیشنهاد حمله کرد.»

A fire-breathing critic attacked the proposal.

«او برایش سخنرانی تند و خشمگینی کرد.»

She gave him a fire-breathing speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000