بازگشت

first-year

/ˈfɜːrst ˌjɪər/
firstinitial / earliestyeara period of 365 days
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more first-yearsuperlative (عالی): most first-year
سال اولیسال اول تحصیلی

مربوط به سال اول یک دوره تحصیلی در کالج یا دانشگاه.

Relating to the first year of a course at a college or university.

«او دانشجوی سال اول زیست‌شناسی است.»

She's a first-year student majoring in biology.

«سمینار سال اول به دانشجویان کمک می‌کند تا سازگار شوند.»

The first-year seminar helps students adjust.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freshmanتازه‌وارد (دانشجو)

رایج، غیررسمی. عمدتاً برای دانشجوی سال اول دبیرستان یا کالج در آمریکا استفاده می‌شود. می‌تواند قابل تعویض باشد وقتی به دانشجو اشاره دارد، اما 'first-year' می‌تواند به خود سال یا دانشجو اشاره کند. 'دانشجوی تازه‌وارد' درست است، 'سال اولی آنها' درست است.

Common, informal. Primarily used for a first-year student in a US high school or college. Can be interchangeable when referring to the student, but 'first-year' can refer to the year itself or a student. 'A freshman student' works, 'Their freshman year' works.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): first-years
سال اولیدانشجوی سال اول

دانشجویی که در سال اول یک دوره تحصیلی در کالج یا دانشگاه است.

A student in their first year of a course at a college or university.

«سال اولی‌ها اغلب به حمایت بیشتری نیاز دارند.»

The first-years often need extra support.

«او به عنوان یک سال اولی، مشتاق یادگیری بود.»

As a first-year, he was eager to learn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freshmanتازه‌وارد (دانشجو)

رایج، غیررسمی. عمدتاً برای دانشجوی سال اول دبیرستان یا کالج در آمریکا استفاده می‌شود. 'Freshman' به طور خاص به دانشجو اشاره دارد، نه به سال. 'او یک دانشجوی تازه‌وارد است' درست است.

Common, informal. Primarily used for a first-year student in a US high school or college. 'Freshman' specifically refers to the student, not the year. 'He is a freshman' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000