بازگشت

fist

/fɪst/
noun (اسم)common
plural (جمع): fists
مشت

دستی که انگشتان آن محکم جمع شده به سوی کف دست.

A hand with fingers curled tightly into the palm.

«او با مشت زد.»

He punched with his fist.

«او از خشم مشت خود را گره کرد.»

She clenched her fist in anger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pawچنگال

غیررسمی. معمولاً به دست حیوانی یا دست‌های نامناسب انسان گفته می‌شود؛ گاهی طنزآمیز برای مشت.

Informal. Usually refers to animal hands or awkward human hands; sometimes humorous for fist.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000