flash back

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/flæʃ bæk/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ناگهان به یاد آوردن

ناگهان به یاد آوردنمرور ناگهانی گذشته

ناگهان و با وضوح زیاد به یاد تجربه‌ای در گذشته افتادن است.

To suddenly remember a past experience, often vividly.

«او ناگهان روز اول مدرسه‌اش را به یاد آورد.»

She flashed back to her first day at school.

«آن بو باعث شد ناگهان به کودکی‌اش برگردد.»

The smell made him flash back to childhood.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000