بازگشت

flirting

flirt·ing/ˈflɜːr.tɪŋ/
noun (اسم)common
فریب دادنآغاز رابطه عاشقانه

نمایش علاقه عاشقانه به صورت بازیگوشانه یا غیرجدی.

The act of showing romantic interest in a playful or casual way.

«طعنه‌ها و فریب‌های مداومش او را آزار داد.»

His constant flirting annoyed her.

«فریب دادن می‌تواند راهی برای نشان دادن علاقه باشد.»

Flirting can be a way to show interest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
teasingطعنه زدن

غیررسمی. گاهی هم‌معنی است ولی flirting به‌طور خاص به علاقه عاشقانه اشاره دارد.

Informal. Sometimes overlaps but flirting specifically involves romantic interest.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000