flowing

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

flow·ing/ˈfloʊɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more flowingsuperlative (عالی): most flowing

صفت — روان

روانجاری

به آرامی حرکت‌کننده یا پیوسته، مخصوصاً درباره مایعات یا پارچه‌ها.

Smoothly moving or continuous, especially of liquids or fabrics.

«رودخانه به سرعت جریان داشت.»

The river was flowing swiftly.

«او لباس با پارچه روان پوشیده بود.»

She wore a dress with flowing fabric.

تفاوت با واژه‌های مشابه
streamingدر حال جریان

معنی مشابه، معمولاً برای مایعات یا داده‌ها.

Similar meaning, often used for liquids or data.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000