بازگشت

flurry

flur·ry/ˈflʌr.i/
1noun (اسم)common
plural (جمع): flurries
هجوم ناگهانیتکانه

دوران کوتاه و ناگهانی از فعالیت یا هیجان.

A sudden short period of activity or excitement.

«قبل از جلسه یک دوره کوتاه فعالیت شدید بود.»

There was a flurry of activity before the meeting.

«خبر باعث هیجان ناگهانی در طرفداران شد.»

The news caused a flurry of excitement among fans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burstانفجار

متداول است. زمانی که وقوع ناگهانی و کوتاه مدنظر باشد می‌تواند جایگزین flurry شود، مثلاً burst of activity. برای شرایط جوی مناسب نیست.

Common. Can replace 'flurry' when emphasizing a sudden, brief occurrence, e.g. 'a burst of activity.' Not suitable for weather contexts.

outburstانفجار هیجان

رسمی است. بیشتر برای بیان هیجانات یا صحبت‌های ناگهانی به کار می‌رود و همیشه قابل جایگزینی نیست.

Formal. Often used for sudden emotional or verbal expressions rather than physical activity, so not always interchangeable.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): flurries
ریزش برفبرف پراکنده

بارش کوتاه و پراکنده برف یا باد همراه برف.

A brief snowfall or blowing snow.

«پیش‌بینی هواشناسی بارش پراکنده برف برای امروز بعدازظهر دارد.»

The weather forecast predicts a flurry this afternoon.

«صبح سراسر بارش‌های پراکنده و خفیف برف بود.»

There were light flurries throughout the morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snowfallبارش برف

متداول است. اصطلاح کلی است و همه بارش‌های برف کوتاه مانند flurry نیستند.

Common. General term; not all snowfall is brief like a flurry.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000