بازگشت

fly

/flaɪ/
1verb (فعل)common
past (گذشته): flewpast participle (مفعولی): flown-ing (حال): flying3rd (سوم): flies
پرواز کردنسفر هوایی رفتن

حرکت در هوا با استفاده از بال، یا سفر با هواپیما.

To move through the air using wings, or to travel in an aircraft.

«پرندگان برای زمستان به جنوب پرواز می‌کنند.»

Birds fly south for the winter.

«باید هفته آینده با هواپیما به لندن بروم.»

I need to fly to London next week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soarاوج گرفتن

ادبی/رسمی. بلند پرواز کردن یا اوج گرفتن در هوا. اغلب به حرکت برازنده و بی‌دردسر اشاره دارد، معمولاً برای پرندگان. 'عقاب بر فراز کوهستان اوج گرفت'. کمتر برای هواپیماها استفاده می‌شود مگر به صورت استعاری.

Literary/Formal. To fly or rise high in the air. Often implies graceful, effortless movement, typically for birds. 'The eagle soared above the mountains'. Less common for aircraft unless used metaphorically.

hoverدرجا بال زدن

رایج. در یک نقطه در هوا ثابت ماندن. با 'fly' قابل جایگزینی نیست زیرا نوع خاصی از حرکت هوایی را توصیف می‌کند، نه حرکت کلی. 'هلیکوپتر بالای صحنه درجا بال زد'.

Common. To remain in one place in the air. Not interchangeable with 'fly' as it describes a specific type of aerial movement, not general movement. 'The helicopter hovered over the scene'.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): flies
مگس

حشره‌ای از راسته دوبالان که مشخصه آن داشتن یک جفت بال است.

An insect of the order Diptera, characterized by having a single pair of wings.

«یک مگس روی غذایم نشست.»

A fly landed on my food.

«مگس‌ها آفات آزاردهنده‌ای هستند.»

Flies are annoying pests.

3noun (اسم)informal
plural (جمع): flies
زیپ شلوارجیب زیپ‌دار

یک وسیله یا بخشی از لباس که با زیپ یا دکمه بسته می‌شود و یک شکاف را می‌پوشاند.

A device or part of clothing that fastens with a zipper or buttons, covering an opening.

«زیپ شلوارت باز است!»

Your fly is open!

«او قبل از ترک دستشویی، زیپ شلوارش را چک کرد.»

He checked his fly before leaving the restroom.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000