بازگشت
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): foolishersuperlative (عالی): foolishest
احمقانهنادانانه
رفتار یا تصمیمی که عاقلانه یا منطقی نیست.
Showing a lack of good sense or judgment; unwise.
«نادانانه بود که علائم هشدار را نادیده بگیریم.»
“It was foolish to ignore the warning signs.”
«با پول خود احمقانه رفتار نکن.»
“Don't be foolish with your money.”
تفاوت با واژههای مشابه
silly— احمقانه
غیررسمی. معمولاً به بیعقلی سبک یا بیضرر اشاره دارد، مثلاً «اشتباه احمقانه»، و کمتر جدیتر از foolish است.
Informal. Often implies lighthearted or harmless lack of judgment, e.g., 'a silly mistake', but less harsh than 'foolish'.
unwise— غیرعاقلانه
رسمی. به معنای کمبود قضاوت خوب است؛ غالباً در زمینههای جدی استفاده میشود، مانند «تصمیم غیرعاقلانه».
Formal. Means lacking good judgment; often used in serious contexts, e.g., 'an unwise decision'.