for the time being

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

for the time be·ing/fɔr ðə taɪm ˈbiɪŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — فعلاً

فعلاًتا اطلاع ثانوی

فعلاً، تا وقتی اوضاع تغییر نکرده است.

until the situation changes; for now

«فعلاً مغازه بسته است.»

For the time being, the shop is closed.

«فعلاً از این میز استفاده کن.»

Use this desk for the time being.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000