بازگشت

freshwater

fresh·wa·ter/ˈfrɛʃˌwɔːtər/
1adjective (صفت)common
آب شیرینآب غیرشور

آبی که شور نیست و معمولاً در دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و جویبارها وجود دارد.

Describing water that is not salty, typically found in lakes, rivers, and streams.

«ماهی‌ها در دریاچه‌ها و رودخانه‌های آب شیرین زندگی می‌کنند.»

Fish live in freshwater lakes and rivers.

«این گیاه برای رشد مناسب به آب شیرین نیاز دارد.»

This plant needs freshwater to grow properly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
non-salineغیرشور

رسمی/فنی. در مکالمه معمولی کمتر به کار می‌رود؛ وقتی بخواهیم نبودن نمک را تأکید کنیم جایگزین freshwater می‌شود.

Formal/technical. Rarely used in everyday speech, mostly scientific; can replace 'freshwater' when emphasizing absence of salt.

متضادها
2noun (اسم)common
آب شیرینآب غیرشور

آبی که از منابع طبیعی مانند دریاچه‌ها و رودخانه‌ها آمده و شور نیست و قابل نوشیدن یا آبیاری است.

Water from natural sources such as lakes and rivers that is not salty and suitable for drinking or irrigation.

«بیشتر آب شیرین از باران‌ها و رودخانه‌ها به دست می‌آید.»

Most freshwater comes from rainfall and rivers.

«آب شیرین برای کشاورزی ضروری است.»

Freshwater is essential for agriculture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000