frugality

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fru·gal·i·ty/fruːˈɡælɪti/
frugaleconomical-itystate or quality of
noun (اسم)common

اسم — صرفه‌جویی

صرفه‌جوییعفت در مصرفاقتصاد

کیفیت صرفه‌جویی و جلوگیری از هدررفت؛ استفاده هوشمندانه از منابع.

The quality of being economical or avoiding waste; careful use of resources.

«صرفه‌جویی او به‌اندازه زیاد پس‌انداز کرد.»

Her frugality helped her save a lot of money.

«صرفه‌جویی در دوران سخت اهمیت دارد.»

Frugality is important during hard times.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thriftصرفه‌جویی

متداول. تقریباً مترادف، اشاره به مدیریت مالی دقیق دارد.

Common. Almost synonymous, referring to careful money management.

economyاقتصاد

متداول. به استفاده کم از منابع اشاره دارد؛ با frugality همپوشانی دارد.

Common. Refers to using few resources; overlaps with frugality.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000