full whack

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/fʊl wæk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — تمام و کمال

تمام و کمالکامل

تمام مقدار یا کامل بودن چیزی.

The entire amount or full extent of something.

«او پول کامل ماشین را پرداخت کرد.»

He paid the full whack for the car.

«آن‌ها تمام تلاش خود را برای سازماندهی مراسم کردند.»

They went the full whack to organize the event.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000