fully integrated

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ful·ly in·te·grat·ed/ˈfʊli ˈɪntəˌɡreɪtɪd/
phrase (عبارت)formal

عبارت — کاملاً یکپارچه

کاملاً یکپارچهبه‌طور کامل ادغام‌شده

به‌طور کامل با یک سامانه، گروه یا فرایند بزرگ‌تر یکپارچه‌شده.

Completely combined with a larger system, group, or process.

«خدمت جدید کاملاً با برنامه یکپارچه شده است.»

The new service is fully integrated with the app.

«اعضای جدید کاملاً در تیم ادغام شده‌اند.»

New members are fully integrated into the team.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000