fully

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ful·ly/ˈfʊli/
fullcomplete, entire-lyin a manner of / adverb marker
adverb (قید)commontype (نوع): degreeadjective (صفت): fullposition (جایگاه): middle

قید — کاملاً

کاملاًبه طور کامل

به طور کامل یا تمام و کمال؛ تا بیشترین حد ممکن.

Completely or entirely; to the fullest extent.

«پروژه به طور کامل انجام شده است.»

The project is fully completed.

«او کاملاً شرایط را می‌فهمد.»

She fully understands the situation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
completelyکاملاً

رایج. معمولاً می‌توان به جای fully استفاده کرد زمانی که بر تمام بودن تأکید داریم، مثل 'کاملا تمام شده'. fully بیشتر حالتی از تکمیل صحیح را می‌رساند.

Common. Generally interchangeable with 'fully' when emphasizing totality, e.g. 'completely finished'. 'Fully' can imply proper condition more often.

entirelyتماماً

رسمی/رایج. در بسیاری از موارد به جای fully قابل تعویض است ولی معمولاً رسمی‌تر است، fully بیشتر بر آمادگی یا کارکرد تأکید دارد.

Formal/common. Interchangeable with 'fully' in many contexts but often more formal; 'fully' may emphasize readiness or function.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000