بازگشت

furbish

fur·bish/ˈfɜːr.bɪʃ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): furbishedpast participle (مفعولی): furbished-ing (حال): furbishing3rd (سوم): furbishes
جلا دادنتمیز کردن

تمیز کردن و درخشان کردن چیزی؛ به‌روزرسانی با آسان کردن ظاهر آن.

To polish or shine something; to refurbish by making it bright and fresh.

«میز قدیمی را جلا دادیم تا دوباره نو به نظر برسد.»

We furbished the old table to look new again.

«زره شوالیه قبل از نبرد تمیز و جلا داده شد.»

The knight’s armor was furbished before the battle.

تفاوت با واژه‌های مشابه
polishجلا دادن

متداول. جایگزین است، معمولاً برای براق کردن سطوح فلز یا چوب استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable, often used for shining surfaces such as metal or wood.

refreshتازه کردن

عمومی‌تر است، محدود به براق کردن نیست؛ برای بهبود وضعیت یا ظاهر استفاده می‌شود.

More general, not limited to shining; used when improving condition or appearance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000