furbished

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

fur·bish·ed/ˈfɜːrbɪʃt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): furbishedpast participle (مفعولی): furbished-ing (حال): furbishing3rd (سوم): furbishes

فعل — جلا داده شده

جلا داده شدهنو شده

گذشته فعل furbish: براق کردن، جلا دادن یا نوسازی چیزی.

Past tense of furbish: to brighten, polish, or renovate something.

«او میز قدیمی را جلا داد تا نو شود.»

He furbished the old table to look new.

«عمارت قبل از مهمانی نو شد.»

The mansion was furbished before the party.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000